آرشیو خردادماه 1390

آزمون سراسری

| بدون نظر

3- رود جاری می شود و می گذرد
مردی به درختی تکیه داده است و آواز می خواند:
چه کسی ما را از هم جدا خواهد کرد ؟
زن موهایش را شانه می کند و زمزمه می کند:
مرگ....مرگ...مرگ


این کتاب رو خریدم بدونه اینکه راجع بهش چیزی شنیده باشم یا خونده باشم......کلا از ادبیات معاصر ایران چیز زیادی نمی دونم...اما تا الان که 40 صفحه از اینو خوندم....به نظر عجیب بود و خوب حتی.......


"در آغوش خدا گریه می کرد و می گفت نمیر!!!" نشر ثالث


2- صورت مسئله هنوز گنگ است برای من.....

1- برعکس کلمه مینیمال چیه؟

مرا جای خودم بگذار

| 2 نظر

1- بی خوابی بدجور زده به کله ام حتی با وجود کدیین
2- جای کلمه "دیوانه "رو باید با "عاقل" عوض کرد.....مگه این نیست که همه به نوعی دیوانندو کمتر کسی عاقل؟؟؟ دیوانگی عادی تر و همه گیر تره نه؟؟
3- برگشتم گفتم: من دیگه کسی رو ناراحت نمی کنم (اینجا کسی= مامانم) چون بعدش دهن خودم صاف میشه (مربوط به پست قبل) بعدش فکر کردم که منکه همیشه مواظب بودمو هستم که کسی ناراحت نشه (اینجا کسی=همه) پس چرا کارما karma جواب نداده؟؟ یه جای این افکار می لنگه.....

اظطرارهای زندگی

| 1 نظر

1- نوشتن مطلب برای روزنامه کار سختیه ..مخصوصاً اگه بخوای راجع به کار خودت یکم حرف بزنی.....غر نمی زنم ..خیلی هم خوشحالم که دارم به یکی از رویاهام (:پی) می رسم......دارم فکر میکنم خلاق تر باشم..اصلا خلاقیت اکتسابیه؟؟؟؟

2- مرز خرافاتی بودن کجاست؟؟؟ آیا ممکنه بخاطر اینکه من نمی خوام یکسری آدم خوشحال نباشن؟؟؟؟ چون من نبخشیدمشون؟؟؟ و همین اتفاق هم داره واسه خودم می افته؟؟ چرا نمی بخشمو رها نمی کنم؟؟؟

3-یکی از من بپرسه آیا من درس میخونم؟؟؟

The world is my playground too and I refuse to follow

| 1 نظر

1- گیج و منگم و دوباره کارآییم اومده پایین...کارهای مفید روزانه ام به کمترین حد خودشون رسیدن، نه کتابی، نه فیلمی، نه فکر کردن جدی و نه حتی پالایش اتاق،....وقت گذروندن بیش از اندازه خارج از خونه رو باید کم کنم...اما وسوسه خوش گذرونی خیلی قویه ....با چی باید کنترلش کرد؟؟؟


2-دیروز زدم زیر قولمو یکبار رفتم به فیس بوک سر زدم.......عذاب وجدانی گرفتم که نگو.....

3- جاده ام آرزوست.......حتی 2000 30000 .......با 206 خسته

viva forever

| 4 نظر

آمیختن مقدار زیادی از واقعیت با کمی دروغ .....به بهانه تلطیف کردن واقعیت اما از روی ترس از قضاوت!

اگر بخوام یه روزی یه موضوع جدی بنویسم راجع به این یه رساله می نویسم!

تعطیلی فیس بوک موقت یا دایم؟؟

| 3 نظر

1-حالا که بی خیال فیس بوک شدم به خاطر ایرادات و وقت تلف کنی فراوانش....فکرم اینه که اینجا فعال باشم ....حتی بی خواننده.....اونجا زیادی آدم تو ویترینه.....

2- تا حالا شده بخوای و بتونی به کسی کمک کنی اما دست و پای خودتو ببندی که کمک نکی؟ بنا به سابقه ای که مثلا بینتون بوده ..... وجدان چی اونوقت؟؟؟

درباره این آرشیو

این صفحه آرشیو نوشته های از خردادماه 1390 است که ترتیب چیدمانشان از جدید به قدیم است.

اردیبهشتماه 1389 بایگانی قبلی است

تیرماه 1390 بایگانی بعدی است.

نوشته های اخیر را می توانید در صفحه نخست مشاهده نمایید و یا به آرشیو مراجعه کنید تا تمامی نوشته ها را مشاهده کنید.

بخش ها

صفحه ها

با قدرت مووبل تایپ 4.24-en