« آدم باش | صٿحه اصلی | هر چه بادا باد! »

یکشنبه ۲۲ اردیبهشتماه ۸۷

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند، وندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

چی شد که تو از غصه نجات پیدا کردی و ما یکی موندیم توش و روز به روز بدتر شد؟؟ بی هیچ مشکلی ، غصه خور همه و خودمون شدیم! فقط بلدیم غصه بخوریم و هیچ کاری از دستمون بر نیاد نه واسه من و نه واسه بقیه! بقیه ایی که هیچ احتیاجی ندارن! ما موندیمو حوضمون بی ماهی بی آدم ، محتاجِ محتاج

نوشته شده توسط meriyas در ساعت ۲۲:۰۲

نظرخواهی

نظر شما چيست؟




مرا به خاطر داشته باش