آرشیو فروردینماه 1386

I want to be a princess with army in her hand

| 3 نظر

گفت: هم خدارو مي‌خواي هم خرما رو!

فك كردم: نه من فقط خدارو مي‌خوام، خدا خودش بهم خرما مي‌رسونه!

لينك

| بدون نظر

(today ...will you escape? (2

| 1 نظر

"من" ، هر جمله‌اي مياد تو ذهنم با "من" شروع مي‌شه!

چه بي جنبه!

| 1 نظر

ديشب خواب ديديم حجاب آزاد!! تمام كافي شاپ‌هاي تهران يه "بار" اضافه كرده‌بودن، يه شبه و تمامشون هم دنبال رقاص مي‌گشتن يه شبه! و من هم دنبال يه كسي مي‌گشتم تو كافي‌شاپ‌ها! اما همه من رو با رقاص اشتباه مي‌گرفتن، چه شباهتي واقعاً!

my reality is my dream

| بدون نظر

چقدر دلم مي‌خواد بفهمم كه چي باعث مي‌شه بعضي از آدمها اين حق رو به خودشون بدن كه راجع به شما نه تنها قضاوت كنند بلكه براساس تفكراتشان بخوان شما رو هم كنترل كنند! مگه ميشه آخه؟ البته حالا كه شده! " ما ملت باهوشي هستيم كه احمقها بر ما حكومت مي‌كنند" ----> پنه لوپه به جنگ مي‌رود

بدون شرح

| بدون نظر

انگار سالهاست كه اشكهام برعكس سرازير مي‌شن از چشم به دل، از درون، چند سال ديگه تحمل كنم كه متلاشيم كنه؟

today....will you escape?

| 1 نظر

حرف‌هاي تكراري رو بقيه مي‌زنند، تو حرف‌هاي منحصر به فردت رو در فضا پراكنده كن!

| بدون نظر

توي كتاب ديني چه سالي بود كه راجع به نهيليستا و نهيليسم نوشته بود؟ يادتون هست؟ كه توش يه جمله از صادق هدايت رو فك كنم مسخره كرده بود؟ راجع به آفتاب بود!

الان به اين نتيجه رسيدم كه احتمالاً كتابهاي بينش رو كسي مي‌نوشت كه خيلي از زندگي چيزي نمي‌دونسته! راستش تو اين يه مورد مطمئنم كه دارم درست فك مي‌كنم هرچقدر هم كه خودخواهانه به نظر برسه!(حرفي هست؟ :دي)  اصولاً من خيلي رو نظرات تاكيد نمي‌كنم اما اين يكي فرق داره! به نظرم امثال صادق هدايت ( لزوماً نويسنده نه) به اندازه كافي باهوش بودن كه درك كنن هيچ فايده‌اي نداره!اصلاً اولين بار كي اين اصطلاح نهيليسم (پوچ‌گرايي) رو ساخت و بكار برد؟ خوب نيست ، بار منفي‌اش زياده!

اوه    من دنبال يه كار جديد مي‌گردم سراغ نداريد؟؟؟؟ كاري كه تو خونه هم بتونم انجام بدم ، ترجمه نمي‌خوام!(چه خوش اشتها)

فيلم z خوبه‌ها!

OK پستم تموم شد اگه تا حالا مودب بودين و نخنديد! حالا اگه دلتون خواست اين اجازه رو مي‌دم كه بهش بخندين! در غير اين‌صورت  ....!

dead buddy

| 3 نظر

يكي از همبازي‌هاي(شايد بهتر باشه بگم هم سفرهاي) دوران بچگيم مُرد! هميشه به عنوان يك پسر بزرگتر و خوش‌تيپ و خوش‌قيافه حتي، توي ذهنم هستش!! ناراحت نشدم چون مگه مرگ اون با زندگي ما چه فرقي داره؟ 

ولي حسش عجيب بود بي‌نهايت عجيب!

anyway

| بدون نظر

صورت مساله رو چه‌طوري توضيح بدم؟ انگار سه چهار تا مساله با هم قاطي شده باشن! من تنهام؟ پس اينهمه آدم دورو برم چه غلطي مي‌كنن؟

احتمالاً همون غلطي كه من دارم واسه اونها مي‌كنم! "هيچي"

خدايا! بهم گفتن انقدر غر نزن ولي خوب اعتياد ديگه "ديپلمه بيكار، معتاد به يأ‌‌ س" كه يادت هست!البته خيلياش هم غرِ صرف نبودن! شايد واقعيت!(بميرم واسه روحِ حساسم) :دي

anyway ! يه هفته است كه تو اين شركت لعنتي تقريباً كاري ندارم! آخه اتلاف منابع تا اين حد!

زندگي برمبناي جبر

| 4 نظر

مي‌گما اراده عنصر مهميه تو زندگي!!! ( واقعاً... چه كشف فيلسوفانه‌اي) به هرحال من جنبه‘ ارادي زندگيم هميشه يكم مي‌شنگيده!!! راه حل؟؟؟ راه حل نداره با اين وضعيت كنار اومدم و راضيم اينجوري هيجان قضييه هم بيشتر مي‌شه! اصولاً ( حتي مي‌تونم بگم به صورت ناخودآگاه) به جبر بيشتر (خيلي بيشتر) از اختيار بها مي‌دم و معتقدم بهش!

من، خوش‌بيني و Edward Norton

| 2 نظر

خُب از پشت صحنه بهم اشاره زدن كه از چيزاي خوب بنويسم، مثبت باشم.....اولاً كه پست قبلي من اصلاً منفي نبود فقط واقعي بود واقع بينانه! يه نوع Alarm كه اگه اينجوري هستيم اصلاح بشيم! اتفاقاً وقتي داشتم مي نوشتمش ذهنم خيليم باز بود! اين ديگه به ديد شما بر مي‌گرده كه وقتي فقط از گل و بلبل و آفتاب مهتاب بنويسن فك مي‌كنيد طرف حالش خوبه و مثبته!موضوع دوم اينكه واي خداي من اين Edward Norton چقدر خوب بازي مي‌كنه! تو عيد به اين موضوع پي بردم ( پشت سرهم چندتا فيلم ازش ديدم اما انقدر تو قالب نقش مي‌ره كه اصلاً ...بي‌نظيره خلاصه) 

 

don't look at me with your eyes

| 1 نظر

از آدم‌هايي كه هميشه حق رو به خودشون مي‌دن به غايت (!!!؟) گريزان هستم! تحملشون واقعاً سخته! مگه نه؟ وقتي كسي حرفشون رو قبول نمي‌كنه با داد و بيداد و درنهايت توهين و تحقير حرفشون رو به كرسي مي‌شونن! تا حالا از اين دست آدم‌ها ديدين؟؟؟ البته شدت و ضعف داره! (فكر كنم در وجود همه كمي از اين شخصيت وجود داره اما وقتي شدت مي‌گيره...بايد سيب‌زميني باشي تا بتوني بي‌خيال رفتارشون بشي...)

ضد ضربه بودن هم خوبه‌ها! بعضي اوقات بدرد مي‌خوره!

People are strange when you're a stranger

| 3 نظر

1- آقاي جهان چهارم اصلاً ارزش ندار ه كه بچه‌ها بخوان يكي از پستاشونو حروم كنن براي اين سريال‌ها كه فقط يك ماه براي فراموش كردنشون كافيه!

2- به نظرم انقدر راجع به شكل و قيافه ونحوة گفتن مطالبِ وبلاگها به هم ديگه گير ندين ! جون من فقط مطلب رو بگيريد و بعدشم بي‌خيال! لزومي نداره همه مثل هم باشن و همه مورد پسند!

3-ديروز خوش گذشت واقعاً! فك نمي‌كردم ديدن آدمهاي متفاوت از خودم ( و حتي از نظر بعضي‌ها،  مشكل‌دار) انقدر جالب و هيجان‌انگيز باشه! تنها مشكل شايد خودم بودم چون دلم مي‌خواست باهاشون حرف بزنم و يا حتي دوست بشم! اما خدا منو پررو نيافريده :دي (جون عَمَم)

درباره این آرشیو

این صفحه آرشیو نوشته های از فروردینماه 1386 است که ترتیب چیدمانشان از جدید به قدیم است.

اسفندماه 1385 بایگانی قبلی است

اردیبهشتماه 1386 بایگانی بعدی است.

نوشته های اخیر را می توانید در صفحه نخست مشاهده نمایید و یا به آرشیو مراجعه کنید تا تمامی نوشته ها را مشاهده کنید.

بخش ها

صفحه ها

با قدرت مووبل تایپ 4.24-en