آرشیو آذرماه 1385

good luck

| 5 نظر

من قرار بود در روياهام يك روزنامه نگار باشم پس الان اينجا چه‌كار مي‌كنم يه پشت ميز نشين بخش تحقيقات! يه كسي كه صرفاً حقوق مي‌گيرم و در ازاش هيچي....!

غر نمي‌زنم، ناراحتم نيستم،ناشكري هم نمي‌كنم، فقط دارم يادآوري مي‌كنم و كمي حسرت مي‌خورم! و كمي هم به خودم اميد مي‌دم

اتفاقات كاملاً عادي

| 4 نظر

چي بگم الان من؟ ناهار انقدر ماست و اسفناج خوردم كه الان به جز از ماست و اسفناج از چيز ديگه‌اي نمي‌تونم بنويسم يا به چيز ديگه‌اي ٿك كنم! ( هقق....)

جمعه رفتيم خجير! طبق معمول خوب بود! و جاييكه بدرد تنها رفتن يا 2،3 نفري رفتن مي‌خوره واسه چادر زدن!

درس نمي خونم واسه فوق! همين جوري زمان از دست مي‌ره!

دارم فك مي‌كنم تبديل شم به com. مي‌شه؟؟؟؟

 

where else should we go?

| بدون نظر

بايد از ايران رفت؟؟؟ هرجا بري آسمون همين رنگه؟ زندگيمون داره از دست مي‌ره! داريم پير مي‌شيم بدون اينكه ....

همه دچار خودسانسوري شديد هستيم! همه از هم مي‌ترسن (ترس انواع داره و شدت)! وقتي خيلي چيزهارو مي‌شنوم دلم مي‌خواد برم! عدالت وجود نداره! هيچ‌كس هم انگار متوجه نيست! انگار اصلاً مقوله مهمي نيست!  فكر كنم همون بهتر كه برم!

let it be!

| 1 نظر

- داري چي كار مي‌كني؟

:دارم سعي مي‌كنم تورو هيپنوتيز كنم!

واقعاً؟ خوب پس ادامه بده!!

why live life from dream to dream!

| بدون نظر

1- دخترداييم به داييم: بابا يكم برو تو شهر با ماشين چرخ بزن كه هوا آلوده شه مدرسه‌هارو تعطيل كنن!

توضيح: ديگه بچه‌ها هم فهميدن اين تعطيل كردن‌ها چقدر كشكيه! و اينكه واقعاً چقدر مدارس جذابيت دارن!!!!

2- چند سال پيش سر يكي از كلاس‌هاي دبيرستان، معلممون داشت راجع به جدا كردن دانشگاه‌ها حرف مي‌زد( اون موقع بحث اين چيزا خيلي داغ بود--->اسلامي كردن دانشگاه) يهو يكي از بچه‌ها از ته كلاس داد زد: اِه خانم پس چه‌جوري ازدواج كنيم!!!!

واي خداي من فكرشو بكنين تازه ما مدرسه‌اي بوديم كه اكثر پدر مادرها تحصيل كرده و از قشر بالاي جامعه به حساب مي‌يومدن!

فقط مي‌خواستم اينو بگم انگار هيچ كاري واسه ايراني‌ها هيجان‌انگيزتر از ازدواج نيست! احمقانه است!

elham would u plz tell me...

| 1 نظر

الهام جواب بده: چي مي‌شه اگه اينجا رو به يك عالمه آدم آشنا ولي خوب معرفي كنم؟ مي‌ترسم بعداً پشيمون بشم!------> منظورم رو كه فهميدي

خاطرات روزانه

| 4 نظر

فردا امتحان مباني فقهي اقتصاد اسلامي دارم!!!! اسمش خيلي خفنه نه؟

پريروز هم امتحان بخش عمومي- هزينه‌هاي دولت داشتم كه تا ساعت 10 صبح ياد مباركمان نبود!! بعد از اونم كه درس خواندن فايده‌اي نداشت ولي خوب "خدا با ماست" امتحان به خوبي گذشت!

فردا آخرين روز كلاس‌هاي راهنمايان طبيعت‌گردي است!!! خيلي تاسف ‌انگيزناك است! بچه‌هامونو واقعاً دوست دارم! يكدفعه به يكي گفتم آدماش از جنسي هستن كه باعث مي‌شن آدم حس آزاد بودن داشته باشه!

درباره این آرشیو

این صفحه آرشیو نوشته های از آذرماه 1385 است که ترتیب چیدمانشان از جدید به قدیم است.

آبانماه 1385 بایگانی قبلی است

دیماه 1385 بایگانی بعدی است.

نوشته های اخیر را می توانید در صفحه نخست مشاهده نمایید و یا به آرشیو مراجعه کنید تا تمامی نوشته ها را مشاهده کنید.

بخش ها

صفحه ها

با قدرت مووبل تایپ 4.24-en