آرشیو خردادماه 1385

misgiving

| 1 نظر

گٿت: افسرده است يا ٿكر مي‌كنه كه افسرده است؟

 

فكر كردم: دومي شايد خيلي بدتر باشه!

 

فكر كردم: اي خدا!

 

 

:دي

| بدون نظر

نصف شب يادم رفت پنجره اتاقم چه شكلياست مجبور شدم وسط خوابم چشمامو باز كنم ببينم چه شكليه! چه احساس بدي بود!

روزها

| 3 نظر

1- چند روز پیش اجل من یه ماشین سفید شاستی بلندبود با یک راننده خوش قیافه (لااقل این چیزیه که دلم می خواست ببینم) و مسلماً مذکر

2- زبیا باش و احمق* آنگاه آنها قول می دهند که دوستت داشته باشن!

* تیکه ی اولش از من نیست

 

زندگی از اول

| 4 نظر

دیپلمه بیکار

 معتاد به یأس

نی

| 8 نظر

چرا آدمهای زندگی? من پیدا نمی شن؟

دروغ گ?تن چه عذاب وجدان بدی داره همین طور هم داد کشیدن ----------> اما خوبه آدم ?راموشکاره

کا?ی نیست

| 1 نظر

اینکه خدا می دونه چرا باید زجر کشید کا?ی نیست!!! اصلاً

نی

| 1 نظر

پرسید: توی زندگیت چه آزادی هایی نداری؟

نگ?تم: آزادی? انتخاب اینکه چه جوری زندگی کنم و با زندگیم چی کار کنم

ساعت زندگي

| بدون نظر

دوست دارم زندگي از ساعت 1 بعد از ظهر شروع بشه تا 3 نص? شب هم ادامه داشته باشه! نه كمتر نه بيشتر

at the end will someone die?

| 3 نظر

امروز پیرمردی رو دیدم که هم سنای پدربزرگم بود! کارت می ?روخت کارت تل?ن! عصا داشت و چین و چروک کمی هم خمیده بود.

پیرمرد بی دندون دیگه ای هم دیدم که خودکار می ?روخت و بی نهایت خوش خنده و خوش اخلاق بود. برای چی؟

علاوه بر :دی من عاشق?  پیرمردها هم هستم

جز من و واعظ و دو سه رسوای دگر

| 1 نظر

1- ببینم آدم وقتی داره می میره همه خاطرات?ش یادش میاد؟

2- خاطره می گوید چنین کردم، غرور می گوید: ممکن نیست چنین کرده باشم بالاخره خاطره چاره ای جز تسلیم ندارد--- نیچه

درباره این آرشیو

این صفحه آرشیو نوشته های از خردادماه 1385 است که ترتیب چیدمانشان از جدید به قدیم است.

اردیبهشتماه 1385 بایگانی قبلی است

تیرماه 1385 بایگانی بعدی است.

نوشته های اخیر را می توانید در صفحه نخست مشاهده نمایید و یا به آرشیو مراجعه کنید تا تمامی نوشته ها را مشاهده کنید.

بخش ها

صفحه ها

با قدرت مووبل تایپ 4.24-en