آرشیو اردیبهشتماه 1385

باید

| 2 نظر

هیچ بایدی وجود نداره جز یکی اونهم اینکه: خدا باید وجود داشته باشه!

چه جوری ثابت می شه؟

ني

| 3 نظر

از تل?ن حر? زدن متن?رم! چون قيا?ه طر?و نمي‌بينم

sms هم اكثراً سوءت?اهم ايجاد مي‌كنه! چه بهتر كه آدم با بقيه هيچ ارتباطي نداشته باشه!

بدون شرح

| 9 نظر

آدمها وقتی حوصلشون سر می ره خودشون رو بدبخت می کنن : کنکور می دن- ازدواج می کنن- بچه دار می شن و .... هیچ کس ?ک نمی کنه!

meriyas

| 1 نظر

ديدي انگار وجود نداريم؟ 

?does anybody know what we are living for

| 3 نظر

درس خوندن دم امتحانات يا مسا?رت 5 روزه؟ مسئله اين است؟

کی ک?ی کجا!

| 2 نظر

- وقتی از بیرون می آیی خونه از کجا معلوم می شه که بی حواسی؟

: از اینجا که می ری طر?? عینکت که جای لباس توخونه بپوشیش!    :O

شانس خوب شانس بد

| 5 نظر

يكيتون ديروز منو چشم زده بود؟ (:دي) لوستر اتاقم با لامپش تركيد! و از همه جالبتر كه من در فاصله 20 سانتي جايي كه افتاد بودم و با بي خيالي داشتم فيلم مي‌ديدم اما به كوري چشم دشمنان حتي يك خراش هم بر نداشتم عجبا! دلم مي‌خواست خون دستمو يا پامو يا سرمو ببينم اما هيچي (:دي)

* توضيح اضافه: من مازوخيسم يا ساديسم ندارم!

پاسخ به ميلاد

| 7 نظر

من عاشق، خدا معشوق يا خدا عاشق، من معشوق؟

شايدم هيچ كدام! اما گاهي به نظرم دومي درسته!

1.2.3

| 1 نظر
  1. تئاتر دشمن مردم جالب بود مثابهي(؟) البته!
  2. دلم مي‌خواست يه شخصيت كتاب بودم! كه دو سالشون توي 10 صفحه تموم مي‌شه! و از اون مهم‌تر دچار روزمرگي و دور باطل زندگي نيستن! البته كتاب داريم تا كتاب خودم مي‌دونم :دي 
  3. خداي من مثه خداي شيدا نيست چرا؟ به نظرم خدا به ما مي‌خنده به خاطره بلاهايي كه سرمون مي‌ياره و بخاطر نعمت‌هايي كه بهمون مي‌ده

نوشته جدید

| 3 نظر

کاش گل بودیم و عمرمان هم مثل گل بود!

تيك تاك

| 2 نظر

من مي‌خوام زودتر برم كي 12 مي‌شه كه بعدشم 12:30 بشه؟ قديما دعا مي‌كردم كه خدا واسم مشكل بفرسته! حالا مي‌گم خدايا غلط كردم! حالا مي‌گم همه حالت‌هاي زندگي غير قابل تحملند مگه اينكه خلافش ثابت بشه! عين آدماش! كاش آدم هروقت دلش مي‌خواست مي‌تونست يكي رو بكشه! كي داوطلب مي‌شه؟(:دي)

غير قابل باوره اما من امتحان پژوهش عملياتيمو خوب (البته همه‌چي مسلماً نسبي است)دادم!

عشق? من به :دي

| 2 نظر

 ايول من عاشقتم :دي جان!

:O

| بدون نظر

زبانمان بند آمد صبح اول صبحي-------> اينو ديدين؟ :O

| 1 نظر

من افتادم! از تخت افتادم ته دره چرا به تهش نمي‌رسم؟

قبلنا هروقت وبلاگهايي مي‌خوندم كه افسردگي بودن حالم بهم مي‌خورد حالا نمي‌تونم بنويسم چون دلم نمي‌خواد كسي حالش بهم بخوره (:دي)

راننده تاكسي و رامين جهانبگلو

| 3 نظر

آقا من مي‌خوام برم راننده تاكسي بشم! تاكسي باكلاس! (:دي)

اينم بخونيد جالبه! (به نقل از وبلاگ جهان چهارم)

and everything was dark

| 12 نظر

1- مدتها بود کنار خیابونای مرکز شهر تهران راه نر?ته بودم - روز نسبتاً تعطیل- خوبه توی اینجا آدم عقده ای بار نمی یاد!! حتی میتونی حس بدکاره بودنم تجربه کنی!!! چه اس?ناک! سوای اینکه خوشگل باشی یا نه! متاس?م برای آقایون هیچ وقت نمی تونن یه همچین حسی رو تجربه کنن (:دی)

hell was a place i knew long time ago

     

addicted و آقاي جهان چهارم

| 8 نظر

1- آقاي جهان چهارم لط?اً اون ?يلمي رو كه قول داده بوديد رو بياريد و البته بازهم لط?اً قبلش اسمشو اعلام كنيد اگه    no direction home: bob dylon رو داري اينو بيار! يا اينا :

I love 80's (2002  
The corporation (2003)
New York : a documentary film(1999)

2- يك كتابي هست (اسمشو نمي‌گم چون مسخره مي‌كنيد) كه واسه من عين داروي مخدر است وقتي عصبي، ا?سرده يا ناراحتم مي‌خونمش! خدا رو شكر كه هست و منم پيداش كردم!

3-آقا نخندينها اما احساس مي‌كنم كه به روحيه‌ي بد و ناراحت معتاد شدم (:دي) ديگه تشخيص نمي‌دم

4- آقاي جهان چهارم هركدوم از اين ?يلمها رو به من قرض بدي يا رايت كني واسم بي‌نهايت مديونت مي‌شم (:دي)

درباره این آرشیو

این صفحه آرشیو نوشته های از اردیبهشتماه 1385 است که ترتیب چیدمانشان از جدید به قدیم است.

فروردینماه 1385 بایگانی قبلی است

خردادماه 1385 بایگانی بعدی است.

نوشته های اخیر را می توانید در صفحه نخست مشاهده نمایید و یا به آرشیو مراجعه کنید تا تمامی نوشته ها را مشاهده کنید.

بخش ها

صفحه ها

با قدرت مووبل تایپ 4.24-en